a verbal noun معنی فارسی اسم فعل ، اسمي که ازفعل مشتق شده باشد واژههای دیگر با معنی «اسم فعل» verbal noun اسم فعل. trodden (اسم مفعول فعل tread)، گام زده . digged زمان گذشته و اسم مفعول فعل: dig dipt زمان گذشته و اسم مفعول فعل: dip bended زمان گذشته و اسم مفعول فعل: bend dript زمان گذشته و اسم مفعول فعل: drip gelt زمان گذشته و اسم مفعول فعل: geld gript زمان گذشته و اسم مفعول فعل: grip clomb زمان گذشته و اسم مفعول فعل: climb drest زمان گذشته و اسم مفعول فعل: dress