a walking stick معنی فارسی چوبدستي عصا واژههای دیگر با معنی «چوبدستي» walking stick چوبدستي، عصا، تعليمي lathi چوبدستي پاسبانان، باتون hand-staff دسته خرمن کوب، چوبدستي downbeat گرايش به پايين، حرکت چوبدستي رهبر ارکستر به طرف پايين، غم افزا crabstick ترکه ي درخت سيبچه، ترکه ي گيل، چوبدستي