a.child معنی فارسی فرزند خوانده واژههای دیگر با معنی «فرزند خوانده» adopted child فرزند خوانده foster child فرزند خوانده nurse child فرزند رضائي، فرزند خوانده stepson ناپسري، پسر زن، پسر شوهر