abandoner معنی فارسی واگذارنده ترك كننده واژههای دیگر با معنی «واگذارنده» quitter واگذارنده، ترک کننده، شانه خالي کن remitting bank بانک واگذارنده uncared for غفلت شده، واگذارنده conveyor انتقال دهنده، صلح کننده، واگذارنده alienated انتقال شده، برگردانده، خراب (شده) واگذارنده repudiator رد کننده، انکار کننده، منکر