abetter or abettor معنی فارسی معاون جرم حامي واژههای دیگر با معنی «معاون جرم» counsellor and procurer معاون جرم abetter معاون جرم، حامي abettor معاون جرم، حامي accessary فرعي، معاون جرم، همدست. accomplice همدست، شريک جرم، شريک accessorial معاونتي، تعاوني، متعلق بمعاون جرم