abode (1)
معنی کامل و مثالها
/ǝ bōd´/n.
● منزلگاه، کاشانه، مسکن، خانه، محل اقامت، دوران اقامت
during his abode in Ghazvin
در دوران اقامت او در قزوین
a humble cottage became their abode
کلبهی محقری منزلگه آنها شد.
/ǝ bōd´/n.
● منزلگاه، کاشانه، مسکن، خانه، محل اقامت، دوران اقامت
during his abode in Ghazvin
در دوران اقامت او در قزوین
a humble cottage became their abode
کلبهی محقری منزلگه آنها شد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن