abolisher معنی فارسی منسوخ يا موقوف کردن ، برانداختن ، از ميان بردن واژههای دیگر با معنی «منسوخ يا موقوف کردن» abolishes منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن abolishing منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن