دیکشنری فارسی

aboulia

معنی فارسی

بي ارادگي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ bōō´lēǝ/n.

● (روان شناسی) بی‌ارادگی، ناتوانی ارادی (abulia هم می‌نویسند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek aboulia, from a- 'without' + boule 'will'.

مثال

  • The patient's aboulia was a result of severe brain damage.
  • Aboulia can be a symptom of several neurological disorders.
  • His aboulia made it difficult for him to live independently.

ترکیب‌های رایج

Severe aboulia Symptom of aboulia Treatment for aboulia

تعریف انگلیسی

noun
  1. a loss of will power

واژه‌های دیگر با معنی «بي ارادگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن