above the earth معنی فارسی بالاي زمين در روي زمين واژههای دیگر با معنی «بالاي زمين» aboveground در بالاي سطح زمين، در قيد حيات outcrop ظهور چينه در سطح زمين، پيدايش رگه ياچپينه در بالاي زمين، رخ دادن drop shot ضربه دراپ، ضربه آهسته بالاي حد مرزي و افتادن به، زمين (اسکواش) suprapermafrost آبهاي زيرزميني که بالاي منطقه لايه منجمد، زمين قرار مي گيرند cabin altitude فشار کابين برحسب فشار معادل ارتفاع بالاي، سطح زمين