abraam معنی فارسی ابراهيم ابراهيم پيامبر واژههای دیگر با معنی «ابراهيم» abram ابراهيم Abraham ابراهيم، ابراهيم پيامبر melchizedek > ملکي صدق < کاهني که از ابراهيم عشر، گرفت.، ملکيصدق