acceeptance معنی فارسی قبولي قبولي نويسي واژههای دیگر با معنی «قبولي» nonacceptance عدم قبولي perfecting bail قبولي کفالت، صدور قرار قبولي کفالت acceptance date تاريخ قبولي trade acceptance برات قبولي. acceptor قبولي نويسنده، پذيرنده، قبول کننده acceptance duty الزام به قبولي نويسي goods on approval تحويل کالا به شرط قبولي، کالاهاي مشروط final acceptance آزمايش قبولي نهايي ناو (دريايي) acceptance credit اعتبار قابل استفاده به وسيله قبولي نويسي acceptance sampling نمونه برداري جهت پذيرش، نمونه قبولي، پذيرش کالا پس از نمونه برداري