accepter UKəkseptər معنی فارسی پذيرنده قبول کننده واژههای دیگر با معنی «پذيرنده» acceptant پذيرنده، قبول کننده . acceptancy پذيرنده، آماده قبول electron acceptor پذيرنده الکترون، الکترون پذير acceptor قبولي نويسنده، پذيرنده، قبول کننده receptive درک کننده، پذيرنده، پذيرا accipient گيرنده، پذيرنده acid acceptor اسيد پذير، پذيرنده اسيد proton acceptor پرتون پذير، پذيرنده پروتون accepting bank بانک قبولينويس، بانک پذيرنده حواله يابرات