دیکشنری فارسی

accidentalism

معنی فارسی

پيش امد گرايي ، اتفاقي (بودن)، تصادف ،

اتفاق ، (طب) تشخيص علائم گمراه کننده مرض ،

اثرات تابش نور مصنوعي براشياء ،

تصادف گرايي ، فلسفه عرضي(arazy)،

فلسفه صدفي(sodfy)،

فرضيه (امر بدون علت)

و(خود بخود بوجودامدن عالم) فلسفه عرضي.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن