accidentalism
معنی فارسی
پيش امد گرايي ، اتفاقي (بودن)، تصادف ،
اتفاق ، (طب) تشخيص علائم گمراه کننده مرض ،
اثرات تابش نور مصنوعي براشياء ،
تصادف گرايي ، فلسفه عرضي(arazy)،
فلسفه صدفي(sodfy)،
فرضيه (امر بدون علت)
و(خود بخود بوجودامدن عالم) فلسفه عرضي.