acclerating معنی فارسی تسريع کننده واژههای دیگر با معنی «تسريع کننده» accelerative تسريع کننده، مستعجل، شتابي accelerant ماده تسريع کننده، کاتاليزور accelerating agent ماده تسريع کننده، کاتاليزور thromboplastic تسريع کننده انعقاد خون.، وابسته به لخته سازي يا لخته ساز cardio-accelerator تند کننده قلب عاملي که اعمال قلب را تسريع کند accelerated شتاباندن، تسريع کننده، برسرعت افزودن accelerates شتاباندن، تسريع کننده، برسرعت افزودن accelerating شتاباندن، تسريع کننده، برسرعت افزودن accelerunt شتاباننده، تسريع کننده STA = serum thrombotic accelerator، تسريع کننده سرم ترمبوتيک.