دیکشنری فارسی

accolade

UKækəleid US'ækə'leıd

معنی فارسی

مراسم اعطاي منصب سلحشوري ، خط آبرو ،

خط پيوند ،آغوش گيري

سر بالايي ، فراز ، سختي ،

مراسم اعطاي منصب شواليه ياسلحشوري و يا

شهسواري ، (مو.) خطاتصال ، اکولاد ،

خطابرو(به اين شکل{})

معنی کامل و مثال‌ها

/ak´ǝ lād´/n.

با لبه‌ی شمشیر به شانه‌ی کسی زدن (و به او لقب و امتیازات اشرافی دادن)، در آغوش گرفتن تشریفاتی (هنگام اعطای القاب اشرافی)

(با دادن جایزه و یا رتبه و غیره) قرین افتخار کردن

درود و آفرین، (معمولا جمع) هلهله و آفرین، تمجید، تشویق

she received the accolade of the newspapers

او مورد تحسین و تمجید روزنامه‌ها قرار گرفت.

the Iffland Ring, which is the highest accolade of the German theater

حلقه‌ی ایفلند که بالاترین جایزه‌ی تئاتر آلمان است

ریشه و کاربرد

Noun

An award or privilege granted as a special honor or as an acknowledgment of merit.

ریشه

From French 'accolade', from Provençal 'accolada', from 'accolar' meaning 'to embrace', from Latin 'ad-' + 'collum' meaning 'neck'.

مثال

  • The film won several accolades at the festival.
  • Receiving the accolade was a great honor for her.
  • His work in the field earned him many accolades.

ترکیب‌های رایج

Win an accolade Receive an accolade Earn an accolade Deserve an accolade

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن