دیکشنری فارسی

according to

UKəkɔːdiŋtou

معنی فارسی

موافق برطبق بنابر برحسب بقدر بفراخور بقول بعقيده بنابگفته

مترادف‌ها

By, in accordance with, conformably to, agreeably to.

واژه‌های دیگر با معنی «موافق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن