دیکشنری فارسی

accouterment or accoutrement

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ kōōt´ǝr mǝnt, -kōō´trǝ-/n.

● مجهزسازی، آماده‌سازی

● (جمع) لباس و وسائل شخصی

● تجهیزات سرباز (به جز لباس و سلاح)

the accouterments of war

تجهیزات جنگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن