accumbency معنی فارسی تکيه واژههای دیگر با معنی «تکيه» leaning تکيه، تمايل، ميل ictus تکيه، ضرب، (طب) ضربان ictusPathology تکيه، ضرب، (طب) ضربان atonic بي تکيه، بي صدا، بي قوت enclitic بي تکيه unaccented بي تکيه unstressed بي تکيه accented تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه accenting تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه accents تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه