accumulat معنی فارسی گرد آوري فراهم کردن انباشته کردن ذخيره کردن واژههای دیگر با معنی «گرد آوري» accumulation گرد آوري، فراهم آوري، اندوختن compilation گرد آوري - تاليف conglobation گردشدگي - گرد آوري cumulation گرد آوري - جمع آوري - انباشتگي - توده conglomeration گرد آوري - عمل بهم چسبيدن - گلوله شدگي agglomeration انباشتگي، تراکم، گرد آوري gleanings گرد آورده ها، آنچه جمع آوري شده، دستاوردها