accustomedness معنی فارسی خوگرفتگي عادت اعتياد واژههای دیگر با معنی «خوگرفتگي» acclimation خوگرفتگي، سازش، اعتياد (به آب وهواي تازه) habitualness عادي بودن، معمول بودن، معتاديت