aceology معنی فارسی درمان شناسي. واژههای دیگر با معنی «درمان شناسي.» therapeutics درمان شناسي، عام معالجه، طب دارويي iamatology درمان شناسي therapeutic از لحاظ درمان شناسي، موافق علم درمان شناسي therapeutically از لحاظ درمان شناسي، موافق علم درمان شناسي therapeusis مبحث تداوي، درمان شناسي. therapeutist درمان شناس، متخصص درمان شناسي ياعلم علاج neurological وابسته به پي شناسي، يا درمان کردن ناخوشي هاي پي syphilology شناخت و درمان سفليس، سفليس شناسي bariatrics شناخت و درمان فربهي، فربه شناسي