aceptive معنی فارسی قابل قبول پذيرفتني واژههای دیگر با معنی «قابل قبول» acceptance limit حد قابل قبول، حد پذيرش unacceptable غير قابل قبول، نپذيرفتني admissibleness بطور قابل قبول، چنانکه روا (يا جايز) باشد permissible stress خستگي قابل قبول zone of acceptability منطقه قابل قبول persona non grata شخص غير قابل قبول، عنصر نامطلوب acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول acceptable quality level سطح کيفيت قابل قبول، کيفيت مناسب cut off ratio حداقل نرخ قابل قبول acceptable product فرآورده جانشين قابل قبول