دیکشنری فارسی

achromatic

UKəkroumætik

معنی فارسی

بيرنگ ، رنگ ناپذير ، بي تغيير ، ساده ،

عدسي ساده ، شيشه بي رنگ

بدون نيم پرده ميان اهنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/ak´rō mat´ik/adj.

بی‌رنگ، بی‌فام

(در مورد عدسی و شیشه و غیره) عبور دهنده‌ی نور (بدون انکسار و تجزیه‌ی آن به رنگ‌های مختلف)، نشان دهنده‌ی منظره بدون ایجاد نورهای منشوری، ساده، آکروماتیک

an achromatic lens

یک عدسی ساده

(زیست شناسی - در رنگ کردن یاخته‌ها و غیره) رنگ‌ناپذیر، به سختی رنگ‌پذیر، ساخته شده از کروماتین

(موسیقی) بدون نیم پرده‌ی میان آهنگ، بی‌تغییر، ساده، یکنواخت

ریشه و کاربرد

Adjective

Free from color; transmitting light without decomposing it into its constituent colors.

ریشه

From Greek 'achromatos' meaning 'colorless'.

مثال

  • The achromatic lens in the microscope helps to focus the light.
  • He preferred achromatic colors for his home decor.
  • The achromatic telescope provides clear images.

ترکیب‌های رایج

Achromatic lens Achromatic colors Achromatic design Achromatic spectrum

مترادف‌ها

adjective
Colorless, uncolored, untinged, hueless, free from color, perfectly transparent.

واژه‌های دیگر با معنی «بيرنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن