دیکشنری فارسی

acknowledgment or acknowledgement

معنی کامل و مثال‌ها

/ak näl´ij mǝnt/n.

● اذعان، اعتراف، قبول، تصدیق، اقرار

an acknowledgement of guilt

اقرار به گناه

he nodded in acknowledgement

او سرش را به نشان تصدیق تکان داد.

● تشکر، سپاسگزاری، تقدیر، قدردانی

the gift was in acknowledgement of his services

هدیه به خاطر قدردانی از خدماتش بود.

● تصدیق‌نامه، اعتراف رسمی، شهادت‌نامه، اقرارنامه

● اعلام وصول (نامه و غیره)، رسید، جواب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن