acondylose معنی فارسی ناپيوسته ، منفصل، بي اتصال، بدون بند يا مفصل واژههای دیگر با معنی «ناپيوسته» acondylous ناپيوسته، منفصل، بي اتصال discontiguous ناپيوسته، جدا ازهم، داراي قسمت جدا discontinuous ناپيوسته، بريده، گسيخته discontinuous phase فاز ناپيوسته discontinuous function تابع ناپيوسته discrete variable متغير ناپيوسته gap grading دانه بندي ناپيوسته، دانه بندي گسسته group occulating light چراغ ناپيوسته گروهي (دريايي) dispersed phase فاز پاشيده، فاز ناپيوسته batch process فرآيند پيمانه اي، فرآيند ناپيوسته