acrux معنی فارسی صليب آلفا - صليب واژههای دیگر با معنی «صليب» maltese cross صليب cross wise صليب وار، چليپايي، ضربدري orpin عود صليب orpine عود صليب soiuthern cross صليب جنوب، چهار ستاره درخشان نيمکره جنوبي. crosslet صليب کوچک geneva cross صليب سرخ. red cross صليب سرخ. cross-bearer صليب بردار، علم دار crucis صليب جنوبي، چليپا