دیکشنری فارسی

actiniform

معنی فارسی

پرتو مانند پرتوي

معنی کامل و مثال‌ها

/ak tin´ǝ fôrm´/adj.

● (جانور شناسی) شعاعی شکل (مثل اختاپوس)، پرتوی، پرتو ریخت

واژه‌های دیگر با معنی «پرتو مانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن