action mission ship معنی فارسی ناو آماده syn : duty ship, guardship واژههای دیگر با معنی «ناو آماده» voyage repairs تعميرات مخصوص آماده شدن ناو براي، دريانوردي، تعميرات قبل از حرکت دريايي mountee آژير مخصوص آماده کردن توپهاي ناو rig the ship فرمان ناو را براي بازديد آماده کنيد، آماده کردن ناو براي بازديد fitting out حاضر کردن ناو، آماده کردن ناو