دیکشنری فارسی

adder (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ad´ǝr/n.

● افزاینده، افزون‌گر

● ماشین حساب، ماشین جمع‌زنی

● (کامپیوتر) مدار جمع کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن