دیکشنری فارسی

adduced

UKədjuːst

معنی فارسی

قابل اقامه ، قابل ارائه

اقامه دليل کردن، براي اثبات ذکر کردن

استشهاد کردن ، شاهد آوردن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of 'adduce'.

ریشه

From Latin 'adducere' meaning 'lead to, bring in'.

مثال

  • The evidence was adduced in court.
  • Several reasons were adduced for the decision.
  • A series of facts were adduced to support the theory.

ترکیب‌های رایج

Evidence adduced Reason adduced Example adduced

واژه‌های دیگر با معنی «قابل اقامه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن