adeptly UKædeptliː معنی فارسی ماهرانه زبر دستي. واژههای دیگر با معنی «ماهرانه» pase گذراندن ماهرانه گاو از کنار گاوباز با، حرکت شنل proficiently با زبر دستي، ماهرانه، ازروي مهارت deftly از روي زبردستي، ماهرانه masterly استادانه، ماهرانه skifully استادانه، ماهرانه skilfully استادانه، ماهرانه outtalk بهتر يا بلندتر صحبت کردن، ماهرانه حرف زدن، در سخنوري پيشي گرفتن ingeniously ازروي استادي، استادانه، ماهرانه nattily بطور آراسته و قشنگ، از روي زبر دستي، ماهرانه workmanly شايسته کارگر خوب، ايستادانه، ماهرانه