adjudged
UKədʒʌdʒd
USə'dʒʌdʒd
معنی فارسی
با حکم قضايي فيصل دادن ، فتوي دادن در ،
مقرر داشتن بر ، دادن (به)
با حکم قضايي فيصل دادن ، فتوي دادن در ،
مقرر داشتن بر ، دادن (به)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن