دیکشنری فارسی

admeasurement

معنی فارسی

تعيين اندازه تععين حصه يابخش تقسيم تخصيص پيمايش اندازه

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● تخصیص سهمیه، سهم دهی، حصه، سهمیه

● اندازه

مترادف‌ها

noun
1. Measurement, measuring, measure, dimensions, ascertained dimensions.
2. (Law.) Partition, ascertainment of shares.

واژه‌های دیگر با معنی «تعيين اندازه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن