دیکشنری فارسی

admiral

UKædmərəl US'ædmərəl

معنی فارسی

دريا سالار اميرالبحر يکجور پروانه

معنی کامل و مثال‌ها

/ad´mǝ rǝl/n.

● (از ریشه‌ی عربی: امیرالبحر)

● (نیروی دریایی) دریا سالار، آدمیرال، (نیروی دریایی امریکا) دریا سالار چهار ستاره، تیمسار

rear admiral

دریادار

vice admiral

دریابان

● (قدیمی) کشتی پیشرو، ناو سرفرماندهی، ناو حامل دریادار

● (جانور شناسی) پروانه‌ی آدمیرال (جنس‌های Limenitis و Vanessa)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English amiral, from Old French amiral, from Arabic أَمِيرُ الْبَحْرِ‎ (ʾamīru l-baḥri, “commander of the sea”).

مثال

  • He was promoted to the rank of admiral.
  • The admiral commanded the fleet.
  • Admiral Nelson is a famous historical figure.

ترکیب‌های رایج

Admiral of the fleet Rear admiral Vice admiral Admiral's ship

تعریف انگلیسی

noun
  1. the supreme commander of a fleet; ranks above a vice admiral and below a fleet admiral
  2. any of several brightly colored butterflies

واژه‌های دیگر با معنی «دريا سالار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن