دیکشنری فارسی

admiralty

US'ædmərəltı

معنی فارسی

اداره نيروي دريايي ،

قانون يا محکمه امور دريايي ، درياسالاري

معنی کامل و مثال‌ها

/ad´mǝ rǝl tē/n., pl.

● دریا سالاری، (مقام یا درجه یا اختیارات) دریا سالار

● (انگلیس - با A بزرگ) نیروی دریایی، اداره‌ی نیروی دریایی

● قوانین دریایی، دادگاه ناوگان تجاری

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'admiral' + '-ty'

مثال

  • The Admiralty was responsible for the naval operations.
  • He was appointed to the Admiralty.
  • The Admiralty was discussing the new maritime laws.

ترکیب‌های رایج

the Admiralty Admiralty's authority Admiralty's command

تعریف انگلیسی

noun
  1. the department in charge of the navy (as in Great Britain)
  2. the office of admiral

واژه‌های دیگر با معنی «اداره نيروي دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن