دیکشنری فارسی

adsorb

UKədsɔːb

معنی فارسی

التصاق و انقباض جذب سطحي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ad sôrb´, -zôrb´/vt.

● (در مورد گاز و مایعات و مواد حل شده) به صورت لایه‌ی نازکی در روی جسم جامد جمع شدن، رونشین شدن، روچگالیدن، روچگال شدن، برکشیدن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'adsorbere' (to suck in or up).

مثال

  • The charcoal can adsorb gases.
  • The material is used to adsorb toxins in the stomach.
  • The sponge adsorbs water.

ترکیب‌های رایج

Adsorb gases Adsorb toxins Adsorb water Adsorb impurities

تعریف انگلیسی

verb
  1. accumulate (liquids or gases) on the surface “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «التصاق و انقباض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن