advance-guard معنی فارسی پيش قراول پيش لشکر پاسدار پيشرو طلايه واژههای دیگر با معنی «پيش قراول» halutz پيش گام، پيش قراول، کشاورز کوچگر advance gruard جلودار، يکان جلودار، پيش قراول vanguard جلودار، طلايه، پيش لشکر