دیکشنری فارسی

aerostat

UKɛərɔstæt

معنی فارسی

گهواره هوايي هوانورد

معنی کامل و مثال‌ها

/er´ō stat´/n.

● (سفینه‌ی هوایی یا بالن یا وسیله‌ی دیگری که توسط محفظه‌های پر از گاز در هوا معلق نگه داشته می‌شود) هوا ایستا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن