affected (1)
معنی کامل و مثالها
/ǝ fekt´id/adj.
● بیمار، فلاکت زده، ذلیل، علیل
● تحت تاثیر
the disagreement affected his feelings about his brother
آن اختلاف احساس او را در مورد برادرش تحت تاثیر قرار داد.
● متاثر، غمگین
/ǝ fekt´id/adj.
● بیمار، فلاکت زده، ذلیل، علیل
● تحت تاثیر
the disagreement affected his feelings about his brother
آن اختلاف احساس او را در مورد برادرش تحت تاثیر قرار داد.
● متاثر، غمگین
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن