affected (2)
معنی کامل و مثالها
/a fekt´id/adj.
● تصنعی، مصنوعی، وانمودین
affected intoxication
مستی ظاهری
● متظاهر
an affected person
آدم متظاهر
● ژستی، دارای رفتار مصنوعی (برای جلب توجه و غیره)، ادا و اطواری، پر قر و غمزه
she spoke so affectedly that everyone burst into laughter
با چنان ژستی (ادا و اطواری) صحبت میکرد که همه زدند زیر خنده.