afoam معنی فارسی کف دار کف کنان واژههای دیگر با معنی «کف دار» yeasty کف دار، جوشنده، مضطرب frothy کف دار، بي مغز، بي معني scoriaceous کف دار، تفاله دار. foamy کف دار، کف مانند lathery کف دار، کف مانند sudsy کف الود، کف دار، پر کف. spunous کف الود، کف دار. champagne شامپاني، يکجورباده کف دار sparkling برق زن، جرقه دار، کف دار platform load بار آماده براي بارريزي هوايي، بار سکودار، بار کف دار