after the f. of معنی فارسی بسبک باسلوب واژههای دیگر با معنی «بسبک» Japanize بسبک ژاپني در اوردن، بسبک ژاپوني تزئين نمودن. classically بسبک (ادبيات) باستاني Gothicize بسبک گتيک درامدن يادراوردن acapella اواز دسته جمعي بسبک کليسايي classicize بسبک ادبيات باستاني دراوردن iambize اشعار هجايي بسبک وتد مجموعساختن. gilded youth جوانان دولتمندکه بسبک روز زندگي ميکنند modernly بطرز نوين، بسبک تازه، چنانکه باب اين عصر باشد orientally بشيوه خاوريان، بسبک شرقي ها verslibre شعرازاد، شعر بدون سجع و قافيه، شعر بسبک نوين.