دیکشنری فارسی

aftermarket

US'æftə'mɑ:kıt

معنی فارسی

بازارگرمي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mär´kit/n.

● بازار فروش لوازم یدکی (به ویژه اتومبیل)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن