دیکشنری فارسی

agonistic

معنی فارسی

وابسته به مسابقه هاي باستاني يونان، ورزشي

کوشش اميز، مجادله اي ، پهلواني

مشاجره اي ، جنگجو ، مستعد جنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/ag´ǝ nis´tik/adj.

(یونان کهن) مسابقه‌ای، هماوردی، وابسته به ورزش

اهل زد و خورد، کشمکش‌گر، هماوردگر

(نمایش و غیره) کشمکش‌دار، پر تنش (agonistical هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Greek word 'agon', meaning 'contest'.

مثال

  • The agonistic behaviour of the animals.
  • The agonistic nature of politics.
  • The theory is agonistic.

ترکیب‌های رایج

Agonistic behaviour Agonistic nature Agonistic theory

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the athletic contests held in ancient Greece “Pertains to noun: agon”
  2. striving to overcome in argument “a dialectical and agonistic approach”
  3. struggling for effect “agonistic poses”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به مسابقه هاي باستاني يونان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن