agreed to معنی فارسی پذيرفته قبول شده موردموافقت واقع شده واژههای دیگر با معنی «پذيرفته» received پذيرفته، مورد قبول، معيار adopted پذيرفته، گرفته، اختيار شده avowed پذيرفته، اعتراف شده . accepted پذيرفته، مقبول. administrative acceptees پرسنل پذيرفته شده، پرسنل قبول شده از نظر اداري acceptably چنانچه پذيرفته شود، بطور قابل قبول، بطور پسنديده accepted barbarism غلط مشهور يا پذيرفته slav accepted اسلاو پذيرفته شده (شطرنج) slav declined اسلاو پذيرفته نشده (شطرنج) king's gambit declined گامبي شاه پذيرفته نشده (شطرنج)