aim (to) معنی فارسی مقصود منظور هدف قرار دادن قراول رفتن نشانه روي کردن نشانه گيري واژههای دیگر با معنی «مقصود» purpose مقصود، قصد، نتيجه purposeful با مقصود، متضمن مقصود، با جهت objective language زبان مقصود target disk ديسک مقصود target language زبان مقصود purposive متضمن مقصود، مبني بر منظور (ي)، بکارخورنده object machine ماشين مقصود object routin روال مقصود. target program برنامه مقصود، برنامه هدف purposelessly بي (داشتن) مقصود، ازروي بي مقصودي، بيخود