دیکشنری فارسی

airborne

UKɛəbɔːn US'ɛə'bɔ:n

معنی فارسی

هوا برد، بوسيله هوا نقل و انتقال يافته .

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrn´/adj.

● هوابرد

airborne troops

نیروهای هوابرد

airborne bacteria

باکتری‌های هوابرد (هوازی)

● در پرواز

we will be airborne soon

بزودی در پرواز خواهیم بود.

● هوایی

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'air' + 'borne', literally carried through the air.

مثال

  • The airborne troops were ready for the mission.
  • The virus is not airborne.
  • The airborne particles are harmful to the lungs.

ترکیب‌های رایج

Airborne troops Airborne diseases Airborne particles

تعریف انگلیسی

adjective
  1. moved or conveyed by or through air

واژه‌های دیگر با معنی «هوا برد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن