دیکشنری فارسی

aircraft

UKɛəkrɑːft US'ɛək'ræft

معنی فارسی

هواپيما طياره بالون هوانوردي هواپيمايي

معنی کامل و مثال‌ها

/er´kraft´/n., pl.

● هواپیما، طیاره، هرگونه وسیله‌ی ترابری هوایی (مثل بالن و هلیکوپتر)

ریشه و کاربرد

ریشه

From English 'air' + 'craft'. First known use in 1845.

مثال

  • The aircraft is ready for takeoff.
  • The military uses various types of aircraft for different missions.
  • The aircraft was forced to make an emergency landing.

ترکیب‌های رایج

Aircraft takeoff Aircraft landing Aircraft carrier

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vehicle that can fly

واژه‌های دیگر با معنی «هواپيما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن