airy-fairy
معنی کامل و مثالها
/-fer´ē/adj.
● (بیشتر انگلیس)
● ظریف و لطیف، پریمانند، پر کرشمه
● ظاهرساز، کسی که خود را میگیرد، لفظ قلمی
● غیر واقعی، غیر عملی، تخیلی، پوچ
airy-fairy talk
حرفهای پوچ
/-fer´ē/adj.
● (بیشتر انگلیس)
● ظریف و لطیف، پریمانند، پر کرشمه
● ظاهرساز، کسی که خود را میگیرد، لفظ قلمی
● غیر واقعی، غیر عملی، تخیلی، پوچ
airy-fairy talk
حرفهای پوچ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن