دیکشنری فارسی

airy-fairy

معنی کامل و مثال‌ها

/-fer´ē/adj.

● (بیشتر انگلیس)

● ظریف و لطیف، پری‌مانند، پر کرشمه

● ظاهرساز، کسی که خود را می‌گیرد، لفظ قلمی

● غیر واقعی، غیر عملی، تخیلی، پوچ

airy-fairy talk

حرف‌های پوچ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن