دیکشنری فارسی

albugineous

معنی فارسی

وابسته به بافتهاي محکم و سفيدرنگ ،

وابسته به

زالبافت، آلبوژنوس، زالبافتي،

آلبوژينه

معنی کامل و مثال‌ها

/al´byōō jin´ē ǝs/adj.

● (کالبدشناسی) وابسته به بافت‌های محکم و سفیدرنگ (مثل سفیدی چشم)، وابسته به زال‌بافت، آلبوژنوس، زال‌بافتی، آلبوژینه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن