albugineous
معنی فارسی
وابسته به بافتهاي محکم و سفيدرنگ ،
وابسته به
زالبافت، آلبوژنوس، زالبافتي،
آلبوژينه
معنی کامل و مثالها
/al´byōō jin´ē ǝs/adj.
● (کالبدشناسی) وابسته به بافتهای محکم و سفیدرنگ (مثل سفیدی چشم)، وابسته به زالبافت، آلبوژنوس، زالبافتی، آلبوژینه